سديد الدين محمد عوفى

مقدمهء مصحح 12

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

شركت مىكند بايد مرد كامل و پخته‌اى باشد كه به سن بيست و پنج و سى رسيده باشد . دورهء كودكى و نوجوانيش در بخارا به تحصيل علوم گذشته است ، در خدمت امام برهان الاسلام تاج الدين عمر بن مسعود از معاريف آل برهان كه معاصر با قلج طمغاج ابراهيم و پسرش بود فقه زمخشرى خوانده ، و از محضر امام ركن الدين مسعود بن محمد امام‌زاده از علماى ماوراء النهر كه در سال 617 به وقت فتح بخارا به دست مغولان كشته شد در مدرسه در فارجك كسب دانش كرده است « 1 » ، و اين دانش‌آموزى را در خدمت شيخ مجد الدين شرف بن المؤيد بغدادى و قطب الدين سرخسى كاتب لغات ازهرى و كتابدار كتابخانهء سرپل بازارچه و شيخ الاسلام حارثى به كمال رسانده و اجازهء روايت كسب كرده است . مسافرت‌هاى عوفى « 2 » 597 هجرى براى عوفى سال آغاز خروج از زادگاه و اقدام به سفرهاى متعددى است كه محتملا تا كمى قبل از 617 ادامه داشته است . نخست به سمرقند مىرود و توسط خال خود مجد الدين عدنان سرخكتى كه از اطباى خاصهء سلطان قلج طمغاج خان ابراهيم است به سلطان و پسرش معرفى مىشود و در سلك ملازمان شاهزاده قلج ارسلان خاقان نصرت الدين عثمان بن ابراهيم درمىآيد و در چند مجلس مناظره و محاوره هنگامى كه شاهزاده دچار مشكلات مىشود به مدد علم و اطلاع فراوان نظر مرحمت او را جلب مىكند و عهده‌دار سرپرستى ديوان انشاء وى مىشود « 3 » ، و انجمنى از دوستان خود در دربار تشكيل مىدهد و با كسانى چون

--> ( 1 ) - جوامع الحكايات نسخهء A شمارهء 75 نسخ قديمى كتابخانهء ملى پاريس ، قسم اول حكايت 984 برگ 215 ب ( 2 ) - بخش مربوط به مسافرتها و ملاقاتهاى عوفى نيز از كتاب مرحوم نظام الدين ترجمه و تلخيص شده است ( نظام الدين ص 7 - 14 ) ( 3 ) - لباب الالباب جلد اول ص 40